معنی ۱informal · 89%
یک مأمور پلیس
مثالهای طبیعی
A cop arrived within minutes of the call.
چند دقیقه پس از تماس، یک پلیس رسید.
The cops searched the building after midnight.
پلیسها پس از نیمهشب ساختمان را جستوجو کردند.
Her brother works as a cop in Chicago.
برادر او در شیکاگو پلیس است.
نکتهٔ کاربردی
در بافتهای خنثی یا رسمی از `police officer` استفاده کنید؛ `cop` محاورهای و غیررسمی است.
ترکیبهای رایج
— پلیسی که بدون آشکار کردن هویت واقعی خود کار میکند
