کارِ ساختن نسخهٔ دیگری از نوشته، تصویر یا داده.
مثالهای طبیعی
Copying takes longer when the printer is busy.
وقتی چاپگر مشغول است، کپیکردن زمان بیشتری میبرد.
The copying of these files is restricted.
کپیکردن این فایلها محدود شده است.
Careful copying can help beginners practise drawing.
کپیکردن دقیق میتواند به مبتدیان برای تمرین نقاشی کمک کند.
نکتهٔ کاربردی
Copying در Copying takes time اسم است، اما در She is copying files بخشی از فعل محسوب میشود.
