معنی ۱neutral · 85%
کسی که کارش تهیهٔ نسخههای دقیق از اسناد، نتهای موسیقی یا آثار هنری است.
مثالهای طبیعی
A copyist reproduced the letter by hand.
نسخهبردار نامه را با دست بازنویسی کرد.
The conductor hired copyists to prepare individual parts.
رهبر ارکستر چند نسخهبردار استخدام کرد تا پارتهای جداگانهٔ نوازندگان را آماده کنند.
The copyist carefully matched the original painting.
نسخهبردار تابلو را با دقت مطابق نقاشی اصلی بازآفرینی کرد.
نکتهٔ کاربردی
نسخهبردار اثرِ دیگران را بازتولید میکند؛ نویسنده یا آهنگساز خالق نسخهٔ اصلی است.
