معنی ۱formal · 85%
رفتار گرم، دوستانه و مؤدبانه با دیگران.
مثالهای طبیعی
The delegation was welcomed with genuine cordiality.
از هیئت نمایندگی با صمیمیتی واقعی استقبال شد.
There was unexpected cordiality between the former rivals.
میان رقیبان سابق، صمیمیتی غیرمنتظره وجود داشت.
Guests remembered the staff’s warmth and cordiality.
مهمانان گرمی برخورد و صمیمیت کارکنان را به یاد داشتند.
نکتهٔ کاربردی
«Cordiality» نحوهٔ برخورد افراد با یکدیگر را توصیف میکند و لزوماً به معنی دوستی عمیق نیست.
