معنی ۱neutral · 85%
پرندهٔ آبزی نسبتاً بزرگ و معمولاً تیرهرنگ با گردن بلند که برای شکار ماهی زیر آب شیرجه میزند.
مثالهای طبیعی
A cormorant disappeared beneath the water.
یک باکلان زیر آب ناپدید شد.
Several cormorants perched on the harbor wall.
چند باکلان روی دیوار بندر نشسته بودند.
The cormorant spread its wings to dry them.
باکلان بالهایش را باز کرد تا خشک شوند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف بسیاری از اردکها، باکلانها اغلب پس از شیرجه بالهایشان را باز نگه میدارند.
