معنی ۱neutral · 85%
نوار تزئینیِ برجستهای در بخش بالاییِ دیوار یا ساختمان.
مثالهای طبیعی
Workers repaired the damaged cornice above the windows.
کارگران قرنیزِ آسیبدیدهٔ بالای پنجرهها را تعمیر کردند.
A painted cornice runs around the ceiling.
دور تا دور سقف، یک نوار تزئینیِ نقاشیشده امتداد دارد.
The house has ornate cornices beneath its roof.
خانه زیر بام خود قرنیزهای پرنقشونگاری دارد.
نکتهٔ کاربردی
cornice از لبهٔ بالایی بیرون میزند و صرفاً هر نقش تزئینیای نیست.
