معنی ۱neutral · 85%
فردی نظامی که درجهای معمولاً پایینتر از گروهبان دارد.
مثالهای طبیعی
She became a corporal after completing her training.
او پس از پایان دورهٔ آموزشیاش سرجوخه شد.
The corporal briefed the new recruits.
سرجوخه به نیروهای تازهوارد توضیحات لازم را داد.
Two corporals guarded the entrance overnight.
دو سرجوخه در طول شب از ورودی نگهبانی کردند.
نکتهٔ کاربردی
corporal در نقش اسم درجهٔ نظامی است؛ اما corporal در نقش صفت به بدن مربوط میشود.
