گروهی سازمانیافته از افراد که نوع مشخصی از کار را انجام میدهند.
مثالهای طبیعی
The diplomatic corps attended the ambassador’s farewell.
اعضای هیئت دیپلماتیک در مراسم خداحافظی سفیر شرکت کردند.
The press corps gathered outside the courthouse.
گروه خبرنگاران بیرون دادگاه جمع شدند.
A corps of volunteers distributed drinking water.
گروهی از داوطلبان آب آشامیدنی توزیع کردند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی، «corps» بهعنوان اسم جمعی مفرد ممکن است بسته به تأکید بر گروه یا اعضا با فعل مفرد یا جمع بیاید.
