با چیز دیگری مطابقت داشتن یا معادل آن بودن
مثالهای طبیعی
The figures correspond closely to last year's results.
این ارقام تا حد زیادی با نتایج سال گذشته مطابقت دارند.
Each symbol corresponds with a specific category.
هر نماد با یک دستهٔ مشخص متناظر است.
The new rules correspond to international standards.
قواعد جدید با استانداردهای بینالمللی مطابقت دارند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در مقایسه و تحلیل رسمی رایج است.
