معنی ۱neutral · 85%
شکلگرفته از مجموعهای از شیارها و برجستگیهای موازی.
مثالهای طبیعی
The parcel arrived in a corrugated cardboard box.
بسته در جعبهای از مقوای موجدار به دست ما رسید.
We replaced the rusted corrugated roof panels.
ورقهای زنگزدهٔ سقفِ موجدار را تعویض کردیم.
The metal sheet was corrugated for extra stiffness.
برای افزایش استحکام، به ورق فلزی شکل موجدار داده بودند.
نکتهٔ کاربردی
corrugated ساختاری با شیارهای منظم و عمدی را توصیف میکند، نه چیزی که اتفاقی مچاله شده باشد.
