معنی ۱neutral · 85%
مطالعهٔ علمی منشأ، ساختار کلان و تحول جهان هستی.
مثالهای طبیعی
She chose cosmology for her advanced physics course.
او کیهانشناسی را برای درس پیشرفتهٔ فیزیک خود انتخاب کرد.
Modern cosmology examines how the universe has expanded.
کیهانشناسی نوین بررسی میکند که جهان چگونه منبسط شده است.
The institute funds new work in cosmology.
این مؤسسه از پژوهشهای تازه در زمینهٔ کیهانشناسی حمایت مالی میکند.
نکتهٔ کاربردی
نام رشتهٔ علمی cosmology معمولاً حرف تعریف نامعین نمیگیرد؛ برای مدلهای مجزای جهان میتوان از cosmologies استفاده کرد.
