معنی ۱neutral · 90%
مقدار پولی که برای چیزی باید پرداخت کنید.
مثالهای طبیعی
What is the cost of the ticket?
هزینهٔ بلیت چقدر است؟
Delivery is available at no extra cost.
ارسال بدون هزینهٔ اضافی انجام میشود.
Travel costs are high this summer.
هزینههای سفر در تابستان امسال زیاد است.
نکتهٔ کاربردی
cost اغلب همراه با of بهکار میرود تا مشخص کند پول برای چه چیزی است: the cost of a meal.
ترکیبهای رایج
— پولی که برای خرید یا انجام چیزی لازم است

