معنی ۱neutral · 89%
مادهای طبیعی و نرم که برای تولید لباس و پارچههای دیگر استفاده میشود
مثالهای طبیعی
This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
I prefer cotton in hot weather.
در هوای گرم، پارچهٔ پنبهای را ترجیح میدهم.
The factory produces cloth from cotton.
این کارخانه از پنبه پارچه تولید میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Cotton` وقتی نام ماده را بیان میکند، معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— پیراهنی از جنس پنبه

