راهنمایی یا درمان حرفهای برای کمک به فرد در برخورد با مشکلات شخصی، عاطفی، تحصیلی یا عملی
مثالهای طبیعی
She received counselling after the traumatic event.
او پس از رویداد آسیبزا مشاوره دریافت کرد.
The university offers counselling for stressed students.
دانشگاه برای دانشجویان تحت فشار خدمات مشاوره ارائه میدهد.
Employees can request confidential counselling through the program.
کارکنان میتوانند از طریق این برنامه درخواست مشاورهٔ محرمانه کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Counselling` معمولاً غیرقابلشمارش است؛ برای جلسههای منفرد از `counselling sessions` استفاده کنید.
