فرد آموزشدیدهای که مشاوره، راهنمایی یا حمایت عاطفی حرفهای ارائه میدهد
مثالهای طبیعی
The school counsellor met with the student's parents.
مشاور مدرسه با والدین دانشآموز دیدار کرد.
A counsellor helped him manage his anxiety.
یک مشاور به او کمک کرد اضطرابش را مدیریت کند.
She consulted a careers counsellor before applying.
او پیش از ارسال درخواست با یک مشاور شغلی مشورت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Counsellor` برای راهنمایی حرفهای یا حمایت درمانی است، نه عضویت در شورای محلی.
