count
A1اسم/US /kaʊnt/ kount; UK /kaʊnt/ kount/
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
JadoLearn Dictionary
معنی count به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محسوب داشتن، بشمار آوردن، به شمار آوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عدد، شمار، شماره
حساب پس دادن
محاسبه کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.