اثر چیزی، بهویژه عامل زیانآور، را کاهش دادن یا با آن مقابله کردن.
مثالهای طبیعی
Exercise can counteract some effects of prolonged sitting.
ورزش میتواند با برخی آثار نشستن طولانیمدت مقابله کند.
The supplement counteracts the medication’s benefits.
این مکمل اثرات مفید دارو را خنثی میکند.
Officials introduced measures to counteract rising inflation.
مسئولان تدابیری برای مقابله با افزایش تورم اتخاذ کردند.
نکتهٔ کاربردی
counteract مفعول مستقیم میگیرد؛ پس از آن against نیاورید.
