اتهامی که در پاسخ به اتهامِ فردی دیگر، علیه خودِ او مطرح میشود.
مثالهای طبیعی
The candidate responded to the allegation with a countercharge.
نامزد در پاسخ به اتهام مطرحشده، اتهامی متقابل وارد کرد.
Her countercharge alleged that the manager had falsified records.
او در اتهامِ متقابلش مدعی شد که مدیر اسناد را جعل کرده است.
Accusations and countercharges dominated the public hearing.
اتهامها و اتهامهای متقابل بر جلسهٔ استماعِ عمومی سایه انداخته بودند.
نکتهٔ کاربردی
countercharge طرف مقابل را به چالش میکشد؛ صرفاً انکار یک اتهام، countercharge محسوب نمیشود.
