معنی ۱neutral · 85%
ساختهشده بهشکل نسخهای ظاهراً اصل، با هدف فریب دیگران.
مثالهای طبیعی
The cashier identified two counterfeit banknotes.
صندوقدار دو اسکناس تقلبی را شناسایی کرد.
Her designer bag turned out to be counterfeit.
معلوم شد کیفِ برنددار او تقلبی است.
Officials confiscated a shipment of counterfeit watches.
مأموران محمولهای از ساعتهای تقلبی را توقیف کردند.
نکتهٔ کاربردی
counterfeit معمولاً بر تقلید فریبکارانه دلالت دارد، برخلاف replica که ممکن است آشکارا بهعنوان نسخهٔ بازتولیدشده عرضه شود.
