قسمتی از بلیت، رسید یا چک که برای ثبت و بایگانیِ اطلاعات نگه داشته میشود.
مثالهای طبیعی
The clerk kept the counterfoil after issuing my ticket.
کارمند پس از صادرکردن بلیت من، تهبرگش را نگه داشت.
Write the payment date on the cheque counterfoil.
تاریخ پرداخت را روی تهبرگِ چک بنویسید.
All counterfoils were counted before the raffle began.
پیش از آغاز قرعهکشی، همهٔ تهبرگها شمارش شدند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی عمدتاً بریتانیایی است؛ در آمریکایی stub رایجتر است و با قسمتی که تحویل مشتری میشود تفاوت دارد.
