امضای اضافیای که سندی را تأیید یا مجاز میکند.
مثالهای طبیعی
The application needs a countersign from the department head.
فرم درخواست به امضای تأییدکنندهٔ رئیس بخش نیاز دارد.
Her countersign appears beside the director’s signature.
امضای تأییدکنندهٔ او کنار امضای مدیر دیده میشود.
Several countersigns were missing from the archived forms.
در چند فرمِ بایگانیشده، امضاهای تأییدکننده وجود نداشت.
نکتهٔ کاربردی
countersignature برای این معنای اسمی بسیار رایجتر است و countersign اغلب بهصورت فعل استفاده میشود.
