معنی ۱neutral · 85%
وسیله یا قطعهای که برای متصلکردن دو بخش تجهیزات به کار میرود.
مثالهای طبیعی
A plastic coupler joins the two hoses.
یک رابط پلاستیکی دو شلنگ را به هم وصل میکند.
The train coupler broke during inspection.
کوپلر قطار هنگام بازرسی شکست.
Replace the coupler before restarting the machine.
پیش از راهاندازی دوبارهٔ دستگاه، قطعهٔ اتصال را تعویض کنید.
نکتهٔ کاربردی
coupler قطعهای فیزیکی برای اتصال است؛ coupling میتواند هم به آن قطعه و هم به خودِ اتصال اشاره کند.
