معنی ۱formal · 85%
دادگاه یا محاکمهای نظامی برای رسیدگی به تخلفهای ادعایی بر اساس قوانین نظامی.
مثالهای طبیعی
The officer faced a court-martial over alleged misconduct.
آن افسر بهدلیل اتهام سوءرفتار با محاکمهٔ نظامی روبهرو شد.
A court-martial acquitted the soldier of the charge.
دادگاه نظامی سرباز را از اتهام تبرئه کرد.
Several courts-martial followed the investigation.
پس از تحقیقات، چندین دادگاه نظامی تشکیل شد.
نکتهٔ کاربردی
اسم «court-martial» به خودِ دادگاه یا محاکمه اشاره دارد؛ فعل همشکل آن به معنای محاکمهکردن کسی در دادگاه نظامی است.
