معنی ۱neutral · 85%
مؤدب و ملاحظهکار در برخورد با دیگران.
مثالهای طبیعی
The receptionist was courteous throughout our stay.
پذیرشگر در تمام مدت اقامت ما مؤدب بود.
Always give customers a courteous reply.
همیشه پاسخی محترمانه به مشتریان بدهید.
They remained courteous even when opinions differed.
حتی وقتی نظرهایشان متفاوت بود، مؤدب باقی ماندند.
نکتهٔ کاربردی
courteous بر ادب و احترام تأکید دارد، نه لزوماً صمیمیت یا دوستی شخصی.
