معنی ۱neutral · 85%
ساختمانی که پروندههای حقوقی و کیفری در آن رسیدگی و امور قضایی انجام میشود.
مثالهای طبیعی
Jurors must arrive at the courthouse before nine.
اعضای هیئت منصفه باید پیش از ساعت نُه به ساختمان دادگاه برسند.
The courthouse stands beside the public library.
ساختمان دادگاه کنار کتابخانهٔ عمومی قرار دارد.
Several courthouses have installed wheelchair ramps.
چند ساختمان دادگاه رمپ مخصوص ویلچر نصب کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
courthouse به کل ساختمان اشاره دارد؛ courtroom اتاقی است که جلسهٔ رسیدگی در آن برگزار میشود.
