معنی ۱neutral · 85%
دوره یا روند شکلگیری رابطهای عاشقانه که اغلب با نیت ازدواج همراه است.
مثالهای طبیعی
Their courtship began during their university years.
دوران آشنایی عاشقانهٔ آنها در سالهای دانشگاه آغاز شد.
After a long courtship, they decided to marry.
پس از دوران طولانی آشنایی، تصمیم گرفتند ازدواج کنند.
Traditional courtship customs vary between communities.
رسمورسوم سنتی آشنایی برای ازدواج در جوامع مختلف متفاوت است.
نکتهٔ کاربردی
«Courtship» بهویژه در گفتوگوی امروزی رسمیتر یا سنتیتر از «dating» به نظر میرسد.
