معنی ۱neutral · 85%
فضایی باز در کنار یا درون ساختمان که دیوار یا ساختمانهای دیگر آن را احاطه کردهاند.
مثالهای طبیعی
The hotel has a quiet courtyard.
هتل حیاطی آرام دارد.
We ate lunch in the courtyard.
ناهار را در حیاط خوردیم.
Several courtyards connect the old buildings.
چند حیاط، ساختمانهای قدیمی را به هم وصل میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Courtyard معمولاً با دیوار یا ساختمان محصور است و با باغ معمولی و باز تفاوت دارد.
ترکیبهای رایج
— حیاطی محصور در مجموعهٔ ساختمانها
