معنی ۱neutral · 85%
عمداً مخفی نگهداشتهشده، بهویژه برای پنهانکردن عامل یا ماهیت یک کار.
مثالهای طبیعی
Reporters uncovered a covert surveillance program.
خبرنگاران یک برنامهٔ نظارتی مخفیانه را افشا کردند.
The group received covert assistance from foreign agents.
این گروه کمکهای پنهانی از مأموران خارجی دریافت میکرد.
The operation remained covert throughout the negotiations.
این عملیات در سراسر مذاکرات مخفی باقی ماند.
نکتهٔ کاربردی
covert صفت است، نه فعل؛ متضاد مستقیم آن overt به معنای «آشکار» است.
