معنی ۱formal · 84%
ویژگیِ پنهان نگهداشتهشدنِ عمدیِ چیزی از آگاهی عمومی.
مثالهای طبیعی
The operation’s covertness worried the investigative reporter.
پنهانیبودن عملیات، خبرنگار تحقیقی را نگران کرد.
Her concern was the covertness of the selection process.
نگرانی او بابت پنهانکاری در فرایند گزینش بود.
Covertness was essential to the fictional agents’ safety.
برای امنیت مأموران داستان، مخفیبودن عملیات ضروری بود.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف فعالیتهای مخفی، تحقیقات و نبود شفافیت به کار میرود و نسبتاً رسمی است.
