معنی ۱formal · 90%
دارایی یا امتیاز متعلق به دیگران را بیشازحد و از سر طمع خواستن.
مثالهای طبیعی
His covetous relatives argued over the family estate.
بستگان طمعکار او بر سر ملک خانوادگی جر و بحث کردند.
She cast a covetous glance at the rare painting.
او نگاهی پر از طمع به نقاشی کمیاب انداخت.
The antagonist grew covetous of his rival’s success.
شخصیت منفی داستان به موفقیت رقیبش چشم طمع دوخت و هر روز حریصتر شد.
نکتهٔ کاربردی
صفتی نکوهشآمیز است و بیشتر در توصیف شخصیت، حرص و حسادت به دارایی یا موقعیت دیگران دیده میشود.
