شخصی که هنگام روبهرو شدن با خطر یا سختی، شجاعت کافی ندارد
مثالهای طبیعی
He called himself a coward for running away.
او بهخاطر فرار کردن، خودش را ترسو نامید.
No one should assume a frightened person is a coward.
نباید تصور کرد هر کسی میترسد، ترسوست.
The coward refused to defend his friend.
آن فرد ترسو حاضر نشد از دوستش دفاع کند.
نکتهٔ کاربردی
coward برچسبی قضاوتآمیز برای کسی است که فاقد شجاعت دانسته میشود؛ هنگام استفاده از آن برای اشخاص، زمینه را در نظر بگیرید.
