معنی ۱neutral · 85%
نداشتن شجاعت هنگام روبهروشدن با خطر، دشواری یا پیامدی ترسآور.
مثالهای طبیعی
He regarded his silence as cowardice.
او سکوت خود را نشانهٔ بزدلی میدانست.
Critics accused the official of cowardice during the crisis.
منتقدان مقام مسئول را متهم کردند که در جریان بحران بزدلی نشان داده است.
Cowardice is not the same as sensible caution.
بزدلی با احتیاطِ سنجیده یکسان نیست.
نکتهٔ کاربردی
cowardice داوری منفی دربارهٔ رفتار است؛ ترس طبیعی است و همیشه نشاندهندهٔ بزدلی نیست.
