ترک باریکی برداشتن یا باعث ترک خوردن یک شیء یا سطح سخت شدن
مثالهای طبیعی
I cracked the glass while washing it.
هنگام شستن لیوان در آن ترک انداختم.
The pavement cracked during the severe frost.
سنگفرش در سرمای شدید ترک خورد.
The plastic may crack under extreme pressure.
پلاستیک ممکن است زیر فشار بسیار زیاد ترک بخورد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی وقتی کسی یا چیزی باعث آسیب میشود متعدی و وقتی خودِ سطح ترک میخورد لازم است.
