آسیبدیده با یک یا چند شکاف باریک روی سطح.
مثالهای طبیعی
My phone has a cracked screen.
صفحهنمایش گوشیام ترک خورده است.
The kitchen tile is cracked.
کاشی آشپزخانه ترک خورده است.
They sold the cracked vase at a discount.
آنها گلدان ترکخورده را با تخفیف فروختند.
نکتهٔ کاربردی
Cracked الزاماً به معنی چندتکهشدن نیست؛ شیء شیشهای ترکخورده ممکن است هنوز یکپارچه باشد.
