تخت کوچک نوزاد که بهطور سنتی قابلیت تابخوردن دارد.
مثالهای طبیعی
The wooden cradle stood beside the bed.
گهوارهٔ چوبی کنار تخت قرار داشت.
Their newborn slept peacefully in a cradle.
نوزاد تازهمتولدشدهشان آرام در گهواره خوابیده بود.
Several cradles were displayed near the entrance.
چند گهواره نزدیک ورودی به نمایش گذاشته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
cradle معمولاً از cot یا crib کوچکتر است و اغلب با حرکت گهوارهای همراه است.
