معنی ۱neutral · 85%
مهارت و دقتی که در ساخت یا تعمیر چیزها، بهویژه با دست، به چشم میآید.
مثالهای طبیعی
The craftsmanship of this wooden chair is outstanding.
مهارت و ظرافتِ ساخت این صندلی چوبی فوقالعاده است.
Visitors admired the craftsmanship in the restored ceiling.
بازدیدکنندگان ظرافتِ کار در سقف مرمتشده را تحسین کردند.
Poor craftsmanship caused the cabinet doors to sag.
ضعف در کیفیت ساخت باعث شد درهای کابینت آویزان شوند.
نکتهٔ کاربردی
craftsmanship کیفیت و مهارتِ انجام کار را نشان میدهد، نه تعداد کسانی را که آن را انجام دادهاند.
