حجم زیادی از اطلاعات را سریع مطالعهکردن، بهویژه درست پیش از امتحان.
مثالهای طبیعی
I crammed for the history test last night.
دیشب برای امتحان تاریخ فشرده درس خواندم.
Do not cram everything the evening before your exam.
همهٔ مطالب را به شب قبل از امتحانت موکول نکن.
Several students are cramming for tomorrow’s quiz.
چند دانشآموز دارند برای آزمون فردا فشرده درس میخوانند.
نکتهٔ کاربردی
cram به مطالعهٔ متمرکز و عجولانه اشاره دارد و اغلب در برابر مرور منظم در طول زمان قرار میگیرد.
