معنی ۱neutral · 90%
انقباض ناگهانی و دردناک عضله که حرکت طبیعی را دشوار میکند
مثالهای طبیعی
I got a cramp in my calf while swimming.
هنگام شنا ماهیچهٔ ساق پایم گرفت.
She often has cramps during her period.
او اغلب هنگام قاعدگی دچار گرفتگی و درد میشود.
A painful cramp stopped him near the finish line.
گرفتگی دردناکی نزدیک خط پایان مانع ادامهٔ حرکت او شد.
نکتهٔ کاربردی
cramp میتواند یک انقباض دردناک باشد و cramps اغلب به چند بار گرفتگی اشاره میکند. برای مشخص کردن عضو بدن از in استفاده میشود؛ مانند a cramp in my leg.
