حرف یا نوشتهای که احمقانه، دروغ یا بیارزش دانسته میشود.
مثالهای طبیعی
Stop spreading that crap about our neighbours.
دست از پخش این چرندیات دربارهٔ همسایههایمان بردار.
The interview was full of crap.
مصاحبه پر از حرف مفت بود.
I refuse to believe this crap.
حاضر نیستم این مزخرفات را باور کنم.
نکتهٔ کاربردی
crap غیررسمی و احتمالاً توهینآمیز است؛ nonsense یا rubbish برای محیط کار امنترند.
