معنی ۱neutral · 85%
صدای زیر و خشنی که هنگام حرکت یا ساییدهشدن چوب، فلز یا مادهای دیگر ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
A creak came from the staircase.
صدای جیرجیری از راهپله آمد.
The wooden walls made soft creaks as we sailed.
هنگام دریانوردی، دیوارهای چوبی صدای جیرجیر آرامی میدادند.
We heard the creak of a chair behind us.
صدای جیرجیر یک صندلی را پشت سرمان شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
creak هم اسم این صداست و هم فعل؛ این مدخل کاربرد اسمی آن را توضیح میدهد.
