فرایند ساختن یا پدیدآوردن چیز جدید.
مثالهای طبیعی
The creation of the mural took two weeks.
ساخت آن نقاشی دیواری دو هفته طول کشید.
Job creation remains a national priority.
ایجاد شغل همچنان یکی از اولویتهای ملی است.
Website creation requires careful planning.
ساخت وبسایت به برنامهریزی دقیق نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
Creation در این معنی نام یک فرایند است؛ فعل متناظر آن create است.
