موجودی زنده، بهویژه یک جانور.
مثالهای طبیعی
A tiny creature moved beneath the leaves.
موجود کوچکی زیر برگها حرکت کرد.
Many sea creatures live near coral reefs.
بسیاری از جانوران دریایی نزدیک صخرههای مرجانی زندگی میکنند.
The injured creature needed food and warmth.
آن موجود زخمی به غذا و گرما نیاز داشت.
نکتهٔ کاربردی
Creature اغلب وقتی به کار میرود که جانوری ناآشناست یا گونهٔ دقیق آن معلوم نیست.
