کیفیت باورپذیر، قابلاعتماد یا شایستهٔ اطمینان بودن
مثالهای طبیعی
The false report damaged the newspaper's credibility.
گزارش نادرست به اعتبار روزنامه آسیب زد.
Independent evidence gives the study greater credibility.
شواهد مستقل به این مطالعه اعتبار بیشتری میدهد.
She gained credibility by acknowledging earlier mistakes.
او با پذیرفتن اشتباههای پیشین اعتبار بیشتری به دست آورد.
نکتهٔ کاربردی
`Credibility` دربارهٔ این است که مردم تا چه اندازه یک منبع، ادعا یا شخص را باور میکنند و به او یا آن اعتماد دارند.
