تمایل به باورکردنِ ادعاها بدون شواهد کافی.
مثالهای طبیعی
The scam relied on the credulity of its victims.
آن کلاهبرداری بر زودباوریِ قربانیانش تکیه داشت.
The ending stretches credulity beyond reasonable limits.
پایانِ داستان آنقدر دور از باور است که پذیرش آن دشوار میشود.
Online rumors often exploit public credulity.
شایعههای اینترنتی اغلب از زودباوریِ مردم سوءاستفاده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
credulity آمادگی برای باورکردن است، نه credibility که میزان باورپذیری را میرساند؛ strain/stretch credulity عبارتهای رایجیاند.
