معنی ۱informal · 85%
شخصی که رفتارش موجب ناراحتی یا احساس ناامنی دیگران میشود.
مثالهای طبیعی
That creep kept staring at everyone all evening.
آن آدم چندشآور تمام عصر مدام به همه خیره میشد.
She called him a creep after repeated inappropriate messages.
او بعد از دریافت پیامهای نامناسبِ مکرر، آن مرد را آدمی آزاردهنده خواند.
Two creeps followed us out of the station.
دو آدم مزاحم از ایستگاه بیرون آمدند و دنبال ما راه افتادند.
نکتهٔ کاربردی
creep برچسبی منفی و غیررسمی است؛ در گزارش بیطرفانه بهتر است رفتار مشخص فرد توصیف شود.
