معنی ۱neutral · 85%
برانگیزانندهٔ ترس یا اضطراب، چون چیزی عجیب یا آزاردهنده به نظر میرسد.
مثالهای طبیعی
The hallway felt creepy after dark.
راهرو بعد از تاریکشدن هوا وهمآور به نظر میرسید.
Someone left a creepy note under the door.
کسی یادداشت ترسناکی زیر در گذاشته بود.
That old mask looks creepier in candlelight.
آن ماسک قدیمی در نور شمع وهمآورتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
Creepy محاورهای و قویتر از strange است و میتواند مکان، صدا، داستان یا رفتار را توصیف کند.
