گیاه کوچک و برگداری با طعم کمی تند که خام در سالاد یا ساندویچ خورده میشود.
مثالهای طبیعی
She added fresh cress to the egg sandwich.
او شاهی تازه به ساندویچ تخممرغ اضافه کرد.
Cress grows quickly on a damp windowsill.
شاهی روی طاقچهٔ مرطوب کنار پنجره بهسرعت رشد میکند.
The salad came with a handful of cress.
سالاد با یک مشت شاهی سرو شد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوهای روزمره دربارهٔ غذا، cress معمولاً غیرقابلشمارش است: some cress، نه a cress.
