معنی ۱neutral · 90%
شکاف یا روزنهای باریک در سنگ، دیوار یا سطحِ سختِ دیگر.
مثالهای طبیعی
She wedged her fingers into a narrow crevice.
او انگشتانش را در شکافی باریک گیر داد.
Small lizards sheltered inside crevices in the stonework.
مارمولکهای کوچک در شکافهای سنگچین پناه میگرفتند.
Rainwater seeped through the crevice beside the window.
آبِ باران از شکافِ کنارِ پنجره به داخل نشت کرد.
نکتهٔ کاربردی
Crevice اسم است؛ crevasse به شکافی بسیار بزرگتر و ژرفتر، معمولاً در یخچال طبیعی، گفته میشود.
