معنی ۱neutral · 86%
گروهی از افراد که برای ادارهٔ وسیلهٔ نقلیه یا تولید فیلم یا نمایش با هم کار میکنند.
مثالهای طبیعی
The cabin crew checked everyone’s seat belt.
خدمهٔ کابین کمربند ایمنی همه را بررسی کردند.
A small crew filmed the interview outdoors.
گروه فیلمبرداری کوچکی مصاحبه را در فضای باز ضبط کرد.
The ship’s crew welcomed the new captain.
خدمهٔ کشتی به ناخدای جدید خوشامد گفتند.
نکتهٔ کاربردی
Crew به اعضایی اشاره میکند که بهصورت گروهی کار میکنند؛ مسافران هواپیما جزو crew نیستند.
