معنی ۱neutral · 80%
تخت کوچک دارای دیوارههای بلند برای نوزاد، بهویژه در انگلیسی آمریکایی
مثالهای طبیعی
The baby slept peacefully in her crib.
نوزاد آرام در تختش خوابیده بود.
They assembled the crib before the birth.
آنها پیش از تولد بچه تخت نوزاد را مونتاژ کردند.
Keep loose blankets out of the crib.
پتوهای آزاد و شل را داخل تخت نوزاد نگذارید.
نکتهٔ کاربردی
برای تخت نوزاد در انگلیسی آمریکایی crib میگویند؛ در انگلیسی بریتانیایی cot رایجتر است.
